

غزه کاش می شد دست های خونین ات را نوازش می کردم، کاش می شد شب های روشنم را با تو قسمت می کردم، کاش می شد شب های الوان شهرم را با تو تقسیم می کردم. غزه شرمنده ام، جز نوشتن چند سطر و چند تصویر از تو، هیچ کار دیگری از دستم بر نمی آید. غزه من برای تو گریه می کنم، کاش می شد با اشک چشمانم، دست های خونین تو را می شستم. غزه دست های خونین تو را از دور می بوسم.





|
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387 |
نوشته شده توسط Mohammad Ali 